تبليغاتX
همون قبلی

همون قبلی

یکی جواب بده!

هر روز که از سر کار برمی گردم و هر روز که به سر کار می روم از خودم می پرسم که آخرش چی؟واقعا این همه تلاش میکنم تو زندگیم برای چیه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 21:3  توسط همون قبلی  | 

اگر دقت بکنم...

دقت کرده ام،هنگام صحبت با دیگران نمی گذارند جمله ات تمام شود،به راحتی و در کمال پرویی جمله را قطع و ادامه جمله را در دست می گیرند،تو را به خاطر خودت نمی خواهند تو را به خاطر موقعیت شغلی مالی و یا سیاسی و یا به خاطر هدف خاصی می خواهند،به رابطه های آبکی دختر و پسرها نگاه کرده ام فقط دورویی دیده ام،روشنفکری مردان برای دیگر زنان و دختران است اما وقتی نوبت به خودشان میرسد زن و دختر باید در پشت چندین متر پارچه مخفی بشوند،چه زیبا به تصویر کشید رضا قاسمی مدرنیزه شدن زن ایرانی را در رمان همنوایی که آنجا پیشرفت و روشنفکری زن ایرانی را با کالسکه های اروپایی مقایسه کرد،دقت کرده ای وقتی منتظر تاکسی و یا اتوبوس هستی ملت همیشه در صحنه چه کارها که نمی کنند تا بتوانند روی اعصابت راه بروند،تعجبم از آن روشنفکری هست که در برنامه انتخاب چهره های تاثیر گذار ایران اسم محمد خاتمی و دکتر مصدق را گذاشته بود و سنگ آنان را به سینه می زد،اگر به خواهم باز دقت کنم دیوانه می شوم پس...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:27  توسط همون قبلی  | 

دلایل دل زده گی

زمانی بود که با بزرگتر از خودم صحبت می کردم همیشه از بی حوصلگی می گفت.اما من دلیلش را هیچ وقت نمی پرسیدم شاید آن زمان من خیلی کوچکتر از آنی بودم که دلیلش را بفهمم.با گذشت چندین سال اما امروز من دلیل آن را دانستم شاید دلیل من خیلی بی ربط و نامفهوم باشد اما دلیل من مردمی هستند که با من در ارتباط اند همگی مرا از زندگی دل زده کرده اند به همین سادگی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 19:34  توسط همون قبلی  |